تبلیغات
***درایران***
خط و خطا // 06:36 ق.ظ - پنجشنبه 15 اردیبهشت 1390

شهره‌ شهر

در تب و تاب یک دل سیر چشم شدن… مثه همیشه عجول و وسط خیابان… پشت سایه‌ام پنهانم… وجودم را فرو میخورم… اما چه کنم از رخوت ترس و تعصب… هر قدر دلت می‌خواهد تقلا کن من که ندیدم… من که هیچ یادم نیست…


زلف بر باد مده تا ندهی بر بادم
ناز بنیاد مکن تا نکنی بنیادم
می مخور با همه کس تا نخورم خون جگر
سر مکش تا نکشد سر به فلک فریادم
زلف را حلقه مکن تا نکنی دربندم
طره را تاب مده تا ندهی بر بادم
یار بیگانه مشو تا نبری از خویشم
غم اغیار مخور تا نکنی ناشادم
رخ برافروز که فارغ کنی از برگ گلم
قد برافراز که از سرو کنی آزادم
شمع هر جمع مشو ور نه بسوزی ما را
یاد هر قوم مکن تا نروی از یادم
شهره شهر مشو تا ننهم سر در کوه
شور شیرین منما تا نکنی فرهادم
رحم کن بر من مسکین و به فریادم رس
تا به خاک در آصف نرسد فریادم
حافظ از جور تو حاشا که بگرداند روی
من از آن روز که دربند توام آزادم



برچسب ها : شعر ,

شنیدم بشنو // 08:23 ق.ظ - شنبه 28 اسفند 1389

سر اومد زمستون

    سر اومد زمستون
    شکفته بهارون
    گل سرخ خورشید باز اومد و شب شد گریزون
    گل سرخ خورشید باز اومد و شب شد گریزون
    کوه‌ها لاله‌زارن
    لاله‌ها بیدارن
    تو کوه‌ها دارن گـل گـل گـل آفتابو می‌کارن
    تو کوه‌ها دارن گـل گـل گـل آفتابو می‌کارن
    توی کوهستون
    دلش بیداره
    تفنگ و گل و گندم
    داره می‌یاره
    توی سینه‌اش جان جان جان
    توی سینه‌اش جان جان جان
    یه جنگل ستاره داره
    جان جان
    یه جنگل ستاره داره
    سر اومد زمستون
    شکفته بهارون
    گل سرخ خورشید باز اومد و شب شد گریزون
    گل سرخ خورشید باز اومد و شب شد گریزون
    لبش خندهٔ نور
    دلش شعلهٔ شور
    صداش چشمه و
    یادش، آهوی جنگل دور
    توی کوهستون
    دلش بیداره
    تفنگ و گل و گندم
    داره می‌یاره
    توی سینه‌اش جان جان جان
    توی سینه‌اش جان جان جان
    یه جنگل ستاره داره
    جان جان
    یه جنگل ستاره داره.

دانلود سر اومد زمستون




برچسب ها : دانلود , موسیقی , آهنگ , سر اومد زمستون , آفتابکاران جنگل , شعر ,

دیدم ببین // 06:29 ق.ظ - سه شنبه 24 اسفند 1389

Micmacs à tire-larigot

یادمه حدود ده، یازده سال پیش زمانی که هزاره و قرن جدید آغاز می‌شد؛ مدیر مدرسمون که با حفظ سمت ناظم هم بود ابراز امیدواری می‌کرد که قرن جدید قرن صلح و آشتی و عاری از کشت و کشتار باشد اما مگر می‌شود این موجود دوپاه‌ی کم ظرفیت از منافعش بگذرد به ویژه زمانی که در موضع قدرت قرار دارد؟! نمونه‌ی اخیرش دسته گل‌های قذافی و حمایت‌های آشکار و پنهان غرب. آدم‌های از خود راضی که برای نایل شدن به مقاصدشان دیوانه‌وار دست به هر کاری می‌زنند ولو به قیمت جان دیگران! مگر نه این که باید گذاشت و گذشت؟! 

قصد ندارم سیاست ببافم، فقط موقعیت را مناسب دیدم برای معرفی فیلمی در ژانر کمدی، جنایی، سیاسی از ژان پیر ژونه (گارگردان امیلی پولن) داستان فیلم در مورد انتقام‌گیری از دو شرکت اسلحه سازی است البته نه آن انتقامی که در فیلم‌های آمریکایی می‌بینیم، و قهرمانان فیلم نه سوپرمن‌اند نه اسپایدرمن، تنها یک مشت بی‌خانمان‌اند که در زباله‌دان آهن‌آلات زندگی می‌کنند. (بی‌خانمان‌اند اما احمق نیستند که به شعور نداشته‌یشان بخندیم)

شاید تعجب کنید و بگویید که چطور می‌شود از زندگی بی‌خانمانان فیلم کمدی ساخت، در جواب باید بگویم که تجربه‌ی بالا کارگردان و دقت در ریزه‌کاری‌ها و جزئیات و نورپردازیی که ما را به یاد امیلی می‌اندازد همه و همه باعث شده تا زشت‌ترین مناظر نیز زیبایی خیره کننده‌ای داشته باشند و اثر گیرایی ایجاد شود که کمتر نظیر آن را دیده باشیم. با این وجود با اقبال عمومی چندانی روبه‌رو نشد؛ شاید به دلایل سیاسی، چون عملاً سارکوزی را همدست دلالان سلاح معرفی می‌کند.

می‌خواستم از چند تا از سکانسهای فیلم را تعریف کنم اما دلم نیومد چون همش بنظرم جالبناک بود و از همه جالبتر صحنه‌ی انفجار و تاثیرات موج انفجار…
ببینید و لذت ببرید. همین.




برچسب ها : میکمکس , فرانسه , فیلم ,

خط و خطا // یار مهربان // 04:06 ق.ظ - چهارشنبه 11 اسفند 1389

پس سهم من کو؟

ترم جدید شروع شده است و گرفتاری‌های من هم. این ترم توبه مشدی کردیم که درس بخوانیم (همان کاری که آغاز هر ترم می‌کنم!) – چرا من آدم بشو نیستم؟!-
واسه من به همان اندازه که درس می‌خوانم نتیجه بگیرم کافیست آخه بعضاً پیش آمده که قریب دو هفته برای یک امتحان وقت صرف کردم ولی نتیجه اونی نشده که باید. این جور مواقع کلی دل سرد می‌شوم. هرچند می‌دانم مشکل از کجا آب می‌خورد؛ طول ترم باید چیزی به نام جزوه را لاقل مزمزه کرد تا پایان ترم بشود بلعیدش!
از ما به اونایی که هنوز دانشجو نشدن نصیحت که گول این رشته‌های دهن پر کن را نخورند و بروند به دنبال علایقشان تا بعداً در حسرت نباشند که اگر فلان رشته را می‌خواندم چه و چه. – بعله استعداد هم مهم است اما علاقه با چاشنی پشتکار می‌تواند رهگشا باشد.-
دیگر این‌که اون‌هایی که اهل رمان‌اند حتماً کتاب “سهم من” نوشته‌ی خانم پری نوش صنیعی را بخوانند. همین


برچسب ها : دانشگاه , امتحان , کتاب , سهم من ,

آخرین مطالب
» پروژه UML: تحلیل فروشگاه اینترنتی ( دوشنبه 11 شهریور 1392 )
» کجایی ( یکشنبه 27 مرداد 1392 )
» Life in a Day ( یکشنبه 27 آذر 1390 )
» فرشته‌های بی‌بال ( پنجشنبه 10 آذر 1390 )
» WouldntItBeLoverly ( جمعه 13 آبان 1390 )
» ای بد بد بد ( پنجشنبه 7 مهر 1390 )
» ۲۷۰+۹۰ ( چهارشنبه 23 شهریور 1390 )
» شکرت ( سه شنبه 15 شهریور 1390 )