تبلیغات
***درایران***
دیدم ببین // 10:39 ق.ظ - پنجشنبه 29 اردیبهشت 1390

The Truman Show

تصور کنید که یکه و تنها سوار بر قایقی بادبانی در آبی بی‌کران اقیانوس در حرکت‌اید. که ناگهان متوجه می‌شوید نه دریا و اقیانوسی در کار بوده و نه حتی کرانی و همه چیز مصنوعی و دروغین بوده و شما سوپر استار فیلمی بوده‌اید که میلیون‌ها تماشاگر داشته! فیلم زندگیتان، لحظه به لحظه.

طی چندین و چند سال این ابتدایی‌ترین ذهنیت من قبل از دیدن کامل فیلم نمایش ترومن بوده و فکر می‌کردم با یک فیلم در ژانر مخ ترید کن طرفم – مثل فیلم “دیگران The Others -” که در واپسین دقایق متوجه می‌شویم آنچه می‌پنداشتیم از اساس غلط بوده است.- اما به پیشنهاد –اصرار- جناب همسایه این بار از اول تا آخر فیلم را دیدم و ملتفت شدم که بلعکس گارگردان از همان ابتدا دست خود را باز گذاشته است و ما می‌دانیم که داستان از چه قرار است.

نمایش ترومن داستان مردی ست راستین که از بدو تولد توسط یک شرکت فیلم سازی خریداری می‌شود(!) و به خیال خود انسانی است معمولی ساکن یک جزیره، کارمند جزء بیمه که باید قسط ماشین و خانه‌اش را بدهد و شوهری که باید به تعریف و تمجیدهای الظاهر بی‌مفهوم همسرش از اجناسی که خردیده گوش دهد.

اما ترومن مثل هر انسانی یک آرزو خطرناک دارد! و آن کشف درستی و راستی است، انسانی که نمی‌تواند چشمه‌های چیستایی و چرایی وجودش را بخشکاند و در دل آرزو  مکاشفت دنیای را دارد که پر شده از تناقظ و القای ترسهای واهی تا مانع رسیدن او به عشقش شود و این عشق، عشقی که همیشه سعی در بیاد آوردن و پیدا کردنش می‌کرده است نهایتا راه خلاصی از این دنیای ساختگی و مجازی را نشان می‌دهد…

یکی از جنبه‌های انتقادی فیلم نسبت به رسانه‌ها و جهان سرمایه داری است که سعی می‌کنند جهان را آنطور به نمایش بگذارند که خود می‌پسندند و ترومنی که همانا نماد انسان امروزی ست باید مبحوس در جزیره‌ی اندیشه صاحبان قدرت بماند. آن‌هایند که آزادی تفکر و رهایی تا اکتشاف خود را تنها زمانی تاب می‌آورند که مفهومی جز خاسته‌ها و تمایلات آنها نداشته باشد.

به گمانم عمده ویژگی این فیلم ۶۰ میلیون دلاری که باعث می‌شود مدت‌ها یاد و خاطره‌ی آن در ذهن مخاطب بماند فیلم نامه بکر و خلاقانه‌ی آنره نیکل ( Andrew Niccol ) باشد که نامزد اسکار نیز شد. البته پیتر وییر ( Peter Weir ) کارگردان و اد هریس ( Ed Harris ) بازیگر نقش کریستوف نیز نامزد اسکار شدند اما جیم کری ( Jim Carrey ) علی‌رغم نقش آفرینی متفاوتش در نقش ترومن توفیق چندانی نداشت.

یکی از صحنه‌های جالبناک فیلم تبلیغات مستتر در فیلم بود مثل آن برادران دوقلو که هر روز رندانه ترومن را به گوشه‌ی تابلوی تبلیغات می‌کشاندند و یا تبلیغات معکوسی که منکر سفر بود و سفر را کاری خطرناک می‌دانست (در آژانس هواپیمایی برروی پوستر یک هواپیما که به آن صاعقه برخورد کرده بود نوشته‌اند “برای شما هم ممکن است اتفاق بیفتد!”)

خلاصه اگر این فیلم را ندیده‌اید حتما ببینید!

و اما جمله معروف و پایانی ترومن:

Good morning, and in case I don’t see ya, good afternoon, good evening, and good night!




برچسب ها : فیلم , The Truman Show , نمایش ترومن , جیم کری ,

خط و خطا // 05:36 ق.ظ - پنجشنبه 15 اردیبهشت 1390

شهره‌ شهر

در تب و تاب یک دل سیر چشم شدن… مثه همیشه عجول و وسط خیابان… پشت سایه‌ام پنهانم… وجودم را فرو میخورم… اما چه کنم از رخوت ترس و تعصب… هر قدر دلت می‌خواهد تقلا کن من که ندیدم… من که هیچ یادم نیست…


زلف بر باد مده تا ندهی بر بادم
ناز بنیاد مکن تا نکنی بنیادم
می مخور با همه کس تا نخورم خون جگر
سر مکش تا نکشد سر به فلک فریادم
زلف را حلقه مکن تا نکنی دربندم
طره را تاب مده تا ندهی بر بادم
یار بیگانه مشو تا نبری از خویشم
غم اغیار مخور تا نکنی ناشادم
رخ برافروز که فارغ کنی از برگ گلم
قد برافراز که از سرو کنی آزادم
شمع هر جمع مشو ور نه بسوزی ما را
یاد هر قوم مکن تا نروی از یادم
شهره شهر مشو تا ننهم سر در کوه
شور شیرین منما تا نکنی فرهادم
رحم کن بر من مسکین و به فریادم رس
تا به خاک در آصف نرسد فریادم
حافظ از جور تو حاشا که بگرداند روی
من از آن روز که دربند توام آزادم



برچسب ها : شعر ,

آخرین مطالب
» پروژه UML: تحلیل فروشگاه اینترنتی ( دوشنبه 11 شهریور 1392 )
» کجایی ( یکشنبه 27 مرداد 1392 )
» Life in a Day ( یکشنبه 27 آذر 1390 )
» فرشته‌های بی‌بال ( پنجشنبه 10 آذر 1390 )
» WouldntItBeLoverly ( جمعه 13 آبان 1390 )
» ای بد بد بد ( پنجشنبه 7 مهر 1390 )
» ۲۷۰+۹۰ ( چهارشنبه 23 شهریور 1390 )
» شکرت ( سه شنبه 15 شهریور 1390 )